على ربانى گلپايگانى
81
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
وجود داشته باشد ؛ سوگند به خدا كه چنين فردى در ميان ما خاندان رسالت وجود دارد . پس از هواى نفس پيروى مكنيد كه گمراه شده و از حق دور خواهيد شد . پيروان و هواداران امام على عليه السّلام نيز در گفت و گويى آشكار و روشنگر با ابو بكر اعتقاد خود را در مورد خلافت و امامت بلافصل على عليه السّلام بيان نمودند . شيخ صدوق نام دوازده تن از مهاجران و انصار كه در مورد امامت على عليه السّلام ، با ابو بكر به احتجاج پرداختند را نقل كرده است . « 1 » البته از عبارت وى به دست مىآيد كه احتجاج كنندگان منحصر در دوازده نفر نبودند ، زيرا پس از ذكر نام آنها گفته است : « و غير هم » در پايان نيز پس از اشاره به سخنرانى زيد بن وهب گفته است : « فقام جماعة بعده فتكلّموا بنحو هذا » . اين گروه نخست با يكديگر با مشورت پرداختند . نظر برخى از آنان اين بود كه هرگاه ابو بكر بر فراز منبر بالا رفت ، او را از منبر فرود آورند ، ولى عدّهاى ديگر اين روش را نپسنديدند ، و سرانجام تصميم گرفتند با امير المؤمنين عليه السّلام در اينباره مشورت كنند . امام عليه السّلام آنان را از برخورد عملى و خشونتآميز با ابو بكر بر حذر داشت . و يادآور شد كه چنين برخوردى در آن شرايط مصلحت نيست . چنانكه خود آن حضرت با اكراه بيعت را پذيرفت . بر اين اساس از آنان خواست كه روش صبر و مدارا را برگزينند ، ولى به مسجد بروند و آنچه را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اينباره شنيدند ، به مردم ابلاغ كنند تا حجّت خداوند بر آنان تمام شود .
--> ( 1 ) . آنان عبارتند از : خالد بن سعيد بن عاص ، مقداد بن اسود ، عمار بن ياسر ، ابو ذر غفارى ، سلمان فارسى ، عبد اللّه بن مسعود ، بريده اسلمى ( از مهاجران ) ، و خزيمة بن ثابت ، سهل بن حنيف ، ابو ايوب انصارى ، ابو الهيثم بن تيهان و زيد بن وهب ( از انصار ) .